یادداشت ،
جمشیدی مدرس مهارتهای زندگی استان
ایرانیان باستان با همدلی و دور همی، شادی و زیبایی ، نور ، حرارت و گرما رابطه ای دیرینه دارند ،
آنان اندک هیزمی خشک را جمع آوری کرده و با آن اندک شعله ای روشن می نمودند تا ذغالهای افروخته قرمز رنگ گرما بخش زندگیها باشد ،
با سرودن :
سرخی تو از من
زردی من از تو
پروانه وار به دور آن می چرخیدند ، تامعنی گرماو نور بخشیدن به طبیعت و انسانیت را حس کنند ،
پختنی های ساده اما لذیذ مانند انواع آشها رادر کنار آن میل می نمودند،
طنز، لطیفه، ضرب المثل ، بازیهای محلی گروهی ،
داستان سرایی، شعر و آواز ، پندها و خاطرات ، موسیقی بزرگان ایل یا خانواده محفل را گرمتر و شاد تر می کرد ،
ذغالهای چشم نواز، زیبا و انار گونه ی
منقل یا تنور
ابزاری برای تهیه ، نان، گرده، چای، شیر و دمنوشهای ذغالی بود ،
سپند و سقز درختی دود می شد و خانه و خانواده را از میکروبها پاک می کرد،
تحفه و کاسمسا
( کاسه ی همسایه )میوه های رنگا رنگ و خوشمزه سفره ی سوری ما را زیبا تر می کرد ،
همدلی و بخشش ، رسالتمان
شادی و مهربانی ، اصالتمان
بدون آلو دگیهای:
محیطی و صوتی، تخریب اعصاب
بدون آسیبهای روحی ، روانی، جسمانی، و مزاحمت برای سالمندان، کودکان ، بیماران ، همسایگان و عابران بود ،
من به سنت و رسوم ایرانیان، ۴شنبه سوری بر گزار می کنم و مواظب کانون گرم خانواده خود و دیگران هستم تا همه سالم، خوشحال و همیار به دیدار فصل رویش و زیبایی ها ( نوروز بهار ) برویم ،
بجای هزینه های کلان و اسرافگرانه برای خرید ترقه ، فشفشه و مواد منفجره ، آتش زا و مخرب و آسیب زا
هزینه آنها را صرف پوشاک ،
سبد و مواد خوراکی ،
عیدانه و کادو ،خرید کتاب،
برای خانواده های نیازمند خواهم کرد تا فرهنگ و شخصیت متفاوت و برتر الهی وانسانی خویش را الگو قرار دهم و سالم به استقبال نوروز باستانی ایرانی
بروم ،
اسیر هیجانات خطر ناک و سوختنها نمی شوم، با دوستان و افراد خطر آفرین همراه نخواهم شد ،
۴شنبه سوری،،،،،،
۴عنصر اصلی،،،،،
هستی را ارج می نهیم
آب – خاک – باد-آتش
و به جای سوختن ،
زندگیها را
می سازم ،،،،،،،
پاک نژاد ایرانی و آریاییم
صاحب عقل و دل دریاییم
پایان پیام/
ثبت نظر شما