به قلم :عزیز کلهر شاعر نویسنده مترجم و روزنامه نگار

شعر امروز ایران روایت من های منفرد و من های متکثر اجتماعی است که حاوی عناصر تخیل و معنا پردازی بر اساس المانهای بی مرزی ست که صفحات ادبی جهان را در پی ترجمه متنی و حرفه ای درنوردیده است و به زبان ما نیز این اثرگذاری ورود پیدا کرده است، یعنی اینکه امروز جهان ما فراتر از لحظاتی ست که می شود شعرها را در یک دسته بندی منحصر بفرد تا ابد در قاب یک نگاه و از دریچه ی یک قالب محتوایی تا ابد بایگانی کرد چرا که حرکت و تغییر زمان و تاریخ ، بسیار سریع ست و روزمره گی نیز سوار بر اندیشه و محتوا بر این حجم می تازد تا جایی که قلم ها در توارد ادبی به همشکل نویسی مستمر می رسند و جریان انتخاب واژه به نحوی است که گویا از عنصر همدستی و همسویی و همفکری شاعران بهره می برند.
اینجاست که شاعر توانا کسی است که خلق اثر متفاوت کند و دراین عرصه بدرخشد تا خلاقیت هنری آن باعث ارتقا جریانی ادبی در عصر همسویی ادبی و همگرایی محتوا شود .
از خیل شاعران معاصر ایران اشعار زینب نصیری از بلاغت و فصاحت بیانی بسیار خوبی
برخوردار است که مخاطب را به تفکر در متن شعر وادار می کند که این نگاه محتواگرایانه کیمیای سعادت ادبیات هر ملتی می تواند باشد که می‌خواهد فراتر از آرایه ها، زیبایی دیگری را بر محور معنا در اذهان مخاطب حرفه ای و اجتماعی ثبت و ضبط کند .
شاعر ی که جغرافیای زیبای فرهنگی و اجتماعی و تاریخی آذربایجان غربی را با خود یدک می کشد و از اهالی شهر تاریخی چالدران است .
(تکان دادن خواب دریا) مجموعه ای از اشعار زینب نصیری است که سال ۱۴۰۱ به بازار کتاب شعر معاصر ایران راه یافت.
این کتاب در ۶۵ صفحه محصول انتشارات اسین است که با ویراستاری رویا شاه حسین زاده به دست مخاطبان شعر ایران رسیده است .
زینب نصیری، شاعری که با قند نارس انجیرها کامش شیرین نمی‌شود و و از ترس بیهودگی از دست زمان به تنگ می آید و می رود .
شاعر حس روانشناختانه ی خود در محیط را مستلزم تکامل زندگی شیرینی می داند، که هنوز تحت تاثیر کال بودن انجیرهاست و نماد ها را چنان در محتوا هدف گیری می کند که گویا همه تجربه های تلخ روزگار را پشت محتوا ظاهر کرده است تا تابلویی شاعرانه را ارائه دهد .
بازگردان مرا/ به روزگاری که بی رحم نبود…(دهان پنجره ها با سنگ پر نمی شد/ص۶) زینب نصیری گذر تاریخ را منشا عداوت و دشمنی می داند و هرچه ناریخ جهان، پیش می رود عناصر مهربانی را کمتر می بیند که این حاکی ظهور عناصر تجدد مانند ماشینیزم در جهان است که به زعم دیدگاه زینب نصیری اخلاق جهان را وارونه جلوه می‌دهد.
نوستالوژی و گاهی یاس عمیق فلسفی که خاصه ی شاعران معاصر است دست از دامن شعر زینب نصیری بر نداشته است و او نیز مانند معاصران این ورطه، دل از گلایه پر دارد .
(باران های هزار ساله هم خشکیدن روحم را نجات نخواهد داد .ص۹)
شاعر مجموعه ی تکان دادن خواب دریا، به دنبال هستی روشنی بخش است، اما یاس و نیستی در شعر آن به قدری غلیظ است که ناامیدی را پایه همه افکارش کرده است و این بن بست ها در شعر اجتماعی همگی سرمنشا من منفردی دارد که خود را در جامعه،شاعران تنها سایه ی موجود حس می کنند که غالبا از حیث بحث روانشناسی شعر طبیعی ست .
گاهی سوی دیگری از گفتمان شاعرانه را می توان از روان شعر زینب نصیری شنید که تو را با خود به عمق می کشاند ؛
در جایی تضاد سرایی شاعر بسیار زیبا و منحصر بفرد است تا جایی که می گوید:
(به ابرها گفته بودم دلتنگم نمی کنند دیگر ص۱۰)
پارادوکس بسیار زیبا و ساده ای که غالبا ابرها را شاعران سمبل دلتنگی در ادبیات می دانند اما اینجا شاعر آن قدر دلتنگ است که آسمان ابری برایش دلگیر کننده نیست و این خود نشان از زیرکی و جالاکی قلم این شاعر چالدرانی است که بس بسیار خوب و ساده بیان می‌کند

خبرنگار::

علی حسینی
علی حسینی
سردبیر