حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. 14 شعبان 1445 Friday, 23 February , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1399 تعداد نوشته های امروز : 1 تعداد اعضا : 3 تعداد دیدگاهها : 205×
ریگی پریشان می کند اندیشه مرداب را…
20 اردیبهشت 1402 - 4:28
شناسه : 6884
بازدید 219
2
این روزها در فضای مجازی و در هر بحثی که موضوع آن یک چالش مدیریتی یا سیاسی باشد خیلی از کسانی که منفعت شخصی شان در خطر است حرف منتقدان را با اهانت پاسخ می دهند باید گفت :ما شمارا به اخلاق دعوت می کنیم و اگر باشما جدل نمی کنیم از ضعف ما نیست بلکه شمارا به حال خودتان رها کرده ایم بتازید تاروزی سرتان به سنگ بخورد .که بی شک میخورد.
ارسال توسط : نویسنده : علی حسینی منبع : کلدرخبر

قلم فروشان برای رضایت اربابشان قلم میزنند و نان قلم شان را می خورند ولی انسان های آزاده برای گسترش عدالت و برقراری فرهنگ و نظم و دفاع از حق و حقوق مردم و مظلومین قلم‌فرسایی می کنند در این میان بدون اینکه در مورد هرکدام از دو دسته فوق قضاوت کنیم باید نتیجه کار را با توجه به جهان بینی شخص ارزش گذاری کرد می بینیم که یک سری به مراد دلشان مثل پول،مرغ،برنج،خودرو ، ویلا، استخدام اطرافیان ،رانت و پروژه های چرب و چیلینگ می رسند که یک موفقیت بزرگ برایشان محسوب میشود و سری دیگر برای نجات کشور و مردم و ایران سربلند ،آباد و آرام که هدف همه بزرگان،شهدا ،جانبازان و ایثارگران است می اندیشند و صد البته کارهای بزرگ فرهنگی برای به نتیجه رسیدن زمان طولانی نیاز دارند و در این راه باید دردها و زجر ها را تحمل کرد.
این جدال خیر و شر«جهل وعلم» در طول تاریخ بشریت وجود داشته و همیشه به عنوان یک اصل حاکم بوده است تاریخ را ورق میزنیم و هزاران داستان از هابیل و قابیل گرفته تا مبارزات ائمه با ظالمان زمان خود و جنگ های جهانی اول و دوم از این مبارزه حکایت دارد
در طول تاریخ شعرا و مورخان و… وجود داشتند که کنیز و غلام اربابان خود بودند و برای دلخوشی اربابان خود قلم زدند و شعر سرودند و تا کمر دو لا شدند و از اربابان خود کیسه زر گرفتند و در مقابل کسانی نیز در تاریخ برای شرف و انسانیت ایستادگی کردند و همچون حضرت عشق سرشان بر سر نی رفت و یا رهروش ملاهادی سبزواری به استقبال شاه که نرفت هیچ، حتی دیدار طاغوت زمانش را نپذیرفت.
می بینیم بعضی ها در نهایت تمکن مالی در خفت زیستند و بعضی در نهایت فقر عزیز و حکیم بودند

اقبال لاهوری چه زیبا این «درد» زندگی می سراید

شب درویش اگر با غم نان میگذرد

روز مُنعم به غم سود و زیان میگذرد

هر دو با سوز دل و رنج روان میگذرد

که جهان گاه چنین، گاه چُنان میگذرد

خلاصه مطلب این که انسان ها باتوجه به نوع شخصیت شان زندگی می کنند اگر اهل قلم باشند در همان راستا و برای ارباب فکرشان قلم می زنند که گاه راه را به خطا میروند
اما در آیت الکرسی می خوانیم؛

اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ
وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ

یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ
.
أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

خداوند سرور کسانی است که ایمان آورده اند.
آنان را از تاریکی ها به سوی روشنایی به در می برد و کسانی که کفر ورزیده اند، سرورانشان [اربابان متعدد] طاغوتند آنان اهل آتشند که خود، در آن جاودانند،


ولی آنچه در مورد این بحث قابل توجه است در محل تلاقی این دو تفکر است یعنی جایی که بعضی قلم فروشان برای دفاع از اربابشان به منتقد «چون مثل آنان فکر نمی کنند»اهانت می کنند که البته این رفتار از یک کنیز یا غلام همیشه انتظار می رود پس اگر منتقد سکوت کرد نباید به خودشان ببالند باید بفهمند که سکوت منتقد بخاطر اینست که نمی خواهد با آنها جدل کند چرا که جرج برنارد شاو میگه: هیچ وقت با یک «…» کشتی نگیر، چرا که او از زمین خوردن و لجن مال شدن لذت میبرد و در این دعوا تو را هم کثیف می کند.
پایان پیام/

ثبت نظر شما

2 دیدگاه برای “ریگی پریشان می کند اندیشه مرداب را…”
  1. استاد ارجمند جناب آقای حسینی مسول محترم پایگاه خبری کلدر خبر و هفته نامه نسیم هنام و تیم محترم خبرنگاری

    درود ودست مریزاد به خاطر نقدهای علمی، اجتماعی، منطقی در رابطه با مقاله ریگی پریشان می کند اندیشه مرداب را ـ

    بی شک انسانهای رک ، شجاع، منطقی، تحلیل گر شمع ها و چراغ هایی هستند که مردم را از تاریکی جهل، سوداگری زالو ان ، نفاق ملونان ، آگاه و جامعه را از پلیدی های ناپاکان آراسته می کند ـ
    که اجر معنوی دنیوی و اخروی داشته و راه را از چاه منفک می کند،

    رسالت شما تفکیک حقایق است ،
    جامعه و افراد آن به امثال شما افتخار می کند

    خداقوت ـ

    جمشیدی ، سپهوند ،

    پاسخ